تبليغاتX
جایی برای تنهایی

سه شنبه 26 اردیبهشت1391

خوب من دقت کن، این بهترین من است

و زمین می چرخد ٫ و زمین می رقصد

و زمان حال مرا می پرسد٫ آه انگار کسی بیمار است

و چنین می گوید :

هان این اول تنهایی توست٫ که چرا می خندی که پس خنده ی تو گریه ی تکراری توست

و دلم می گوید :

کمرم تاب زده ٫ گویی امشب هوس گریه به چشم من بی تاب زده

خسته ام از هنر بی هنری ٫گریه ی تکراری

 

و زمین می چرخد و دلم پاک ترین پاک زمین

و درون شب من گم شده است آنکه مرا جان می داد

کاش آن اخترک گمشده ام پیدا بود که به آن می بستم آن طناب همه از مخمل سرخ و به آن بند بلند می بریدم نفس بی گنه ام

تا که هر روز نتواند که بگوید :

هان ای ول وله ی نور سلام

هان ای ژاله ی مسرور سلام

 

و زمین می رقصد و کمی بالاتر کسی از قصه ی من با خبر است

و به من یک شب گفت :

هان ای شمعک بیمار و ملول خانه ات یادم هست

نان تازه سیب و اناب برایم دادی ٫ گله کردی ٫  طلب خنده نمودی از من

من ندادم ٫ افسوس

گریه ات یادم هست

اینک این من این تو ٫ اینک این تو و این مشک زمین

پر کن این مشک و به سیراب رسان خاک زمین

و زمین باغچه اش گل گوید

کمرش خم شود از طاعت ما

و زمین می چرخد و زمین می رقصد بر من و ما

 

نوشته شده توسط حس گرم در 1:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه 23 اردیبهشت1391

آخرین اعترافات ِ ذهنی مخدوش

تمام ِ سهم من از دنیا

     گلوله ای بود

          که از میان ِ افکارم گذشت

                  و زندگیم را

                                با خود بر ناکجا بنا نهاد.

نوشته شده توسط حس گرم در 19:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه 22 اردیبهشت1391

مداد من

 

خوب پیش می رود

دنیا را می گویم

اما نمیدانم

به کدام سمت و تا کجا

امروز کمی رقصیدم

هوا عالی بود

و باد مرا تا نا کجا برد

اینگونه به من ظل نزن

چرا نمی گویی سلام؟

مگر چیزی شده است زبانت را؟

آه فهمیدم

همه اش تقصیر این موش های دم بریده است

که زبان تو را هم خورده اند

بدون اجازه

اندام محشری داری

و در من حس غریبی می سازی که فقط

از تو بنویسم

برای همین است که ارزاء می شوند

تمام مدادهای عالم

وقتی که از تو می نویسم


نوشته شده توسط حس گرم در 15:12 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 21 اردیبهشت1391

تمام که شوم، تمام می شوی

 

تیغ می کشم امروز بر تمامی افکارم

تمام که شود

تمام می شوم

تمامش کن

تو را نیز سهمیست بر تمامی افکارم

نترس

من چیزی نمی گویم

هیچ رازی بر ملا نخواهد شد

تمام ماجرا در قلبم است

و همانجا خواهد ماند

به تمامی بوسه هایی که ندادی قسم

به تمامی وعده هایی که تو دادی قسم

تمام که شود

تمام می شوی

تمامش کن

نترس


نوشته شده توسط حس گرم در 20:1 |  لینک ثابت   •